مرا اینگونه باور کن.............
کمی تنها .....
کمی بی کس.......
کمی از یادها رفته..........
دالان بهشت

مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت
خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت
پس از چندین شکیبای شبی یارب توان دیدن
که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت
که جان را نسخه ای باشد از لوح خال هندویت
تو خواهی که جاویدان جهان یکسر بیارایی
صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت
وگر رسم فنا خواهی که از عالم بر اندازی
بر فشان تا فرو ریزد هزاران جان زهر مویت
من و باد صبا مسکین دو سر گردان بی حاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
زهی همت که حافظ راست از دنیا و از عقبی
نیایید هیچ در چشمش به جز خاک سر کویت

برای خرید عشق هرکس هر چه داشت
آورد دیوانه هیچ نداشت و گریست همه گمان
کردند چون هیچ ندارد می گرید ولی هیچ کس
ندانست قیمت عشق اشکه

یادت باشه که دلتو اینطوری با غریبه ها تقسیم نکنی ..........!!
یه وقت میشه که میبینی دیگه واست دلی باقی نمونده ....
به قول شاعر که میگه : اون که دل میفروشه ارزون ....
ز خدا بی خبره ... اگه سودی ببره ... بی وفایی میخره ...!




گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه



سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه






هرچی عطر گل یاسه مال تو
هرچی احساس نیازه مال من
هرچی حرفای قشنگه مال تو
هرچی گوشه وکنایست مال من
هرچی آهنگ قشنگه مال تو
صدای ساز شکسته مال من
کوه بیستون با نقشش مال تو
یه دونه ماه ونشونش مال من
هرچی دریاست توی دنیا مال تو


عشق یعنی عقل شد مدهوش تو
عشق يعني لحظه هاي بي قرار 
عشق يعني صبر ، يعني انتظار 
عشق يعني اشتياق و اضطراب 
عشق يعني دلهره ، يعني شتاب ......





بی تو هرگز

يكي بود يكي نبود زير اين سقف كبود
يه غريبه آشنا دل و جونم و ربود.
اين جوري نگاهم نكن ، گل ياس مهربون 
اون غريبه خودتي هميشه با من بمون......












